حسادت و هم فکری

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اردیبهشت 1393ساعت 21:17  توسط mohammad amin shahab | 
چرا علم گاهي اوقات با دين مخالف است؟

بحث رابطه علم و دين بحثى بسيار مفصل و دقيق است، آنچه به طور فشرده و خلاصه مى‏توان گفت اين است كه: علم داراى معانى گوناگون است و ابتدا بايد ديد كدام معناى از علم مورد سؤال است. در اين‏جا به برخى از معانى آن اشاره مى‏شود: 1- علم به معناى قطع، اين معنا مسلماً مورد بحث نمى‏باشد. 2- علم به معناى آگاهى قطعى و مطابق با واقع، علم به اين معنا هرگز با دين تعارض ندارد. 3- علم به معناى مطلق آگاهى (Knowledge). استعمال كلمه علم در اين معنا دو گونه مقصود است: الف) استعمال حقيقى، و آن وقتى است كه صورت ذهنى (علم) با واقع عينى(Object) مطابقت داشته باشد. ب) استعمال مجازى، و آن وقتى است كه مراد از علم صرف تصور و تصديق ذهنى (Subjective) باشد، اعم از آن كه با واقع خارجى مطابقت داشته باشد. (شبيه علم به معناى دوم) يا نداشته باشد (جهل مركب). وجه مشترك همه معانى فوق آن است كه در هيچيك از آنها محدوديت روشى و متدلوژيك (Methodologic) وجود ندارد. 4- علم به معناى دانش تجربى (Science) علم در اين معنا داراى ويژگى‏هاى زير است: الف) ظنى است و مانند علوم فلسفى و رياضيات مبتنى بر براهين قطعى نمى‏باشد. ب) داراى متد تجربى (#xperimental) است. ج) مركب از گزاره‏هاى صحيح و سقيم است. آنچه بيشتر در بحث رابطه علم و دين مطرح است، ارتباط دين با علوم تجربى است. اگر به دقت ويژگى‏هاى علوم تجربى مورد بررسى قرار گيرد به خوبى مى‏توان فهميد كه آيا بين گزاره‏هاى دينى و علمى تعارضى وجود مى‏تواند داشته باشد يا نه؟ داده اين دسته از علوم به دو بخش تقسيم پذيرند: (1) قوانين علمى‏؛ اين بخش از گزاره‏هاى علمى تا حدى از قطعيت برخوردار است و تأثيرپذيرى كمترى از عوامل ظنى دارد. اين قضايا معمولاً با گزاره‏هاى قطعى دينى هيچگونه برخورد و تعارضى ندارد. البته مقصود ما از دين در اين بحث خصوص اسلام است، نه هر دينى، زيرا چه بسا بر اثر تحريفات پديد آمده در اديانى چون مسيحيت تعارضات جدى در اين مرحله نيز يافت شود. (2) نظريات علمى (Theovies)؛ با توجه به اين‏كه نظريات علمى از قطعيت برخوردار نيست و در موارد بسيارى اين نظريات دچار ابطال و دگرگونى مى‏شوند، بنابراين نبايد انتظار داشت كه هميشه نظريات علمى با داده‏هاى دينى هماهنگ و كاملاً سازگار باشد، زيرا لازمه آن اين است كه دين نيز مانند آراى ظنى و تجربى دانشمندان همواره دستخوش تغيير و دگرگونى شود. بنابراين ممكن است برخى از گزاره‏هاى دينى با برخى از گزاره‏هاى علمى در زمانى معارض افتد و در زمان ديگرى موافق شود. به عنوان نمونه مى‏توان ديدگاه قرآن درباره پيوند بيولوژيك جنين با والدين را در نظر گرفت. كه تا اواخر قرن نوزدهم مغاير نگرش علمى رايج در زيست‏شناسى بود، ولى در نيمه دوم قرن 19 نظريات مبتنى بر پيوند يكسويه فرزند باپدر يا مادر همگى منسوخ گرديد و علم جديد نيز با ديدگاه قرآن در اين زمينه همسو شد. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه كاروان علمى بشر هنوز در نيمه راه است و بسيارى از نظريات علمى موجود نيز در آينده دگرگون خواهد شد، طبيعى است در ميان اين آرا انديشه‏هاى صحيح و سقيم بسيارى وجود خواهد داشت، بنابراين انتظار هماهنگى كامل دين و علم به معناى دانش تجربى انتظارى نابجاست، ليكن آنچه مسلم است اين است كه بين قطعيات دين و علم تعارضى نبوده، و نخواهد بود. نكته ديگر اين‏كه در سؤال نخست از «رابطه عقل و دين» آمده است اين تعبير نيز به معانى گوناگونى به كار مى‏رود و در هر معنا پاسخ ويژه‏اى دارد: الف) عقل به معناى ره‏آوردهاى علمى تجربى بشر. اگر عقل به علوم تجربى فروكاسته (reducted) شود در واقع مطلب فوق به معناى همان رابطه علم و دين است كه گذشت. ب ) عقل به معناى خرد جزءنگر راسيوناليستى (Rationalistic) و يا خرد ابزارى (InstrumentalReuson). اين معنا از خرد در برخى از موارد نه تنها با دين، بلكه با خود عقل به معناى ديگرى كه خواهد آمد در تعارض مى‏افتد، و علت آن، نه وجود نقص در دين، بلكه بخاطر لنگان بودن اين عقل است. عقل ابزارى و جزءنگر در محدوده خرد لازم و مفيد است، امّا اصالت دادن به آن و حقايق برتر را رها كردن آفت بزرگى است كه گريبانگير راسيوناليسم (Rationalistim) و عقل‏گرايى افراطى غربى شد. عقل‏گرايى افراطى راسيوناليستى و ابزارى به هيچ روى با ارزش‏ها و فضايل معنوى و امور معنوى و كمال آفرين كارى ندارد و سر آدمى را در آخور ماديت و حيوانيت فرو مى‏برد و تنها به نيازهاى دنيايى انسان مى‏انديشد، ازاين‏رو گاه با تعاليم دين در تعارض مى‏افتد، زيرا در بسيارى از موارد رسيدن به ارزش‏ها و كمالات در گرو فرو نهادن بخشى از تمايلات مادى و حيوانى است. ج ) عقل كل نگر توحيدى. چنين خردى نه تنها با دين اندك تعارضى ندارد، بلكه بين دين و عقل به اين معنا هرگز جدايى و اصطكاك نيست الدين والعقل توأمان‏ در اسلام عقل - البته عقل قطعى، نه ظنى - يكى از منابع كشف احكام الهى است. از ديدگاه قرآن يكى از بيمارى‏هاى بزرگ بشريت كه او را از دين دور ساخته است عقل گريزى است، ازاين‏رو قرآن مجيد در جاى جاى خود انسان‏ها را دعوت به تعقل و ژرف‏انديشى مى‏كند، زيرا در پرتو قرآن عظمت، حقانيت و سودمندى تعاليم انبيا كشف و درك مى‏شود، تا آنجا كه در نصوص اسلامى آمده است: العقل ما عبد به الرحمن واكتسب به‏الجنان...؛ يعنى، به واسطه عقل خداوند مورد پرستش قرار مى‏گيرد و به حكم آن بهشت به دست مى‏آيد.

در مورد سوالات احکام، جهت اطلاع از آخرين استفتائات با دفتر مرجع تقليد خود در تماس باشيد

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اردیبهشت 1393ساعت 20:58  توسط mohammad amin shahab | 
با سلام به همه بازدیدکنندگان گرامی،ضمن تشکر از همه ی شما دوستان ،خواهشمندم برای بهتر شدن وبلاگ و پایداری آن ،از بیان نظرات سازنده دریغ نفرمایید...

گرمای نظرات شما به مدیر وبلاگ جان دوباره می بخشد.

متشکرم.


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 17:33  توسط mohammad amin shahab | 

تاثیر نماز بر انزوا (گوشه نشینی)تأثیر نماز بر فشار خون

برخی روان پزشكان ایرانی" شخصیت منزوی" را به عنوان بهترین ترجمه، به جای"شخصیت"اسكیزوئید"(Schizoid) پیشنهاد كرده اند، چرا كه مبتلایان به این اختلال، عمری را در كناره گیری از اجتماع گذرانده اند و در نظر دیگران آدم هایی مردم گریز، منزوی و تنها هستند.(1) مطالعات آماری در ایالات متحده آمریكا، احتمال این كه از هر 100 آمریكایی، حدود 7 نفر مبتلا به این اختلال باشند را مطرح كرده است كه دلالت بر شیوع بالای آن دارد.

مبتلایان به این حالت بیشتر مشاغل انفرادی كه حداقل تماس با دیگران را ایجاب می كند، انتخاب می كنند و حتی برخی كار شبانه را به كار روزانه ترجیح می دهند تا مجبور به مدارا با افراد بیشتری نباشند.

این افراد آرام، مردم گریز، درون گرا و غیر اجتماعی هستند و ضمن كناره گیری و عدم دخالت در امور روزمره، به دیگران چنان اهمیتی نمی دهند و شاید اگر مختصر ذوق ادبی هم داشته باشند، با برداشتی سطحی از این بیت مشهور عارفانه، پیوسته زمزمه می كنند:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 17:26  توسط mohammad amin shahab | 
لود مداحی زیبای حاج محمود کریمی، به نام “عشق یعنی یه پلاک” با بالاترین کیفیت (اورجینال) و بیت ریت ۱۲۸٫ همچنین متن کامل این مداحی را نیز در ادامه مطلب میتوانید مشاهده نمایید.

به یاد شهدا. . .

حجم: ۵٫۵ مگابایت، فرمت: mp3

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمائید . . .


دانلود عشق یعنی یه پلاک

 



عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبهای تشنه سینه چاک


من از اهالی دیار عشقم من از قبیله و تبار عشقم

هنوزم از دم امام امت هلاک عشق و بی قرار عشقم

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبهای تشنه سینه چاک


منم که جا موندم از شهادت به حق قرآن و حق عترت

امید من اینه که با ولایت چه رونقی شده به کار عشقم

عشق یعنی یه جوون یه جوون بی نام و نشون

عشق یعنی یه نماز با وضو گرفتن توی خون

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبهای تشنه سینه چاک


به یاد صوت اذان اکبر به یاد ظهر و نماز دلبر

به یاد تسلیم امر داور غلام پروردگار عشقم

عشق یعنی یه پدر که شب ها بیداره تا سحر

عشق یعنی یه خبر خبر یه مفقود الاثر

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبهای تشنه سینه چاک

گرفته دل هوای کربلا رو بیا ببین به روی نی سرا رو

آتیش گرفت دامن خیمه ها رو منم اسیر یادگار عشقم

عشق یعنی یه پیام تا بقیة الله و قیام

عشق یعنی یه کلام پا به پای فرزند امام

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبهای تشنه سینه چاک

با نوای محمود کریمی

لطفا نظر دهید


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 16:58  توسط mohammad amin shahab | 

چگونه دلشان امدباکودکی با لبان تشنه چنین کنند

re627  انیمیشن سینمایی صحرای کربلا (ارض الطف)

 

videodl261  انیمیشن سینمایی صحرای کربلا (ارض الطف)لطفا نظر دهید اما دانلود نکنید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 1:1  توسط mohammad amin shahab | 
آیا خداوند برای بندگانش کافی نیست ؟

 برادران یوسف وقتی میخواستند یوسف را به چاه بیفکنند
یوسف لبخندی زد.یهودا پرسید : چرا میخندی ؟ اینجا که جای خنده نیست !
یوسف گفت : روزی در فکر بودم چگونه کسی می تواند به من اظهار دشمنی کند با اینکه برادران نیرومندی دارم !اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که ؛" نباید به هیچ بنده ای تکیه کرد " ...
آیا خداوند برای بندگانش کافی نیست ؟
سوره ی زمر ، آیه36

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 0:46  توسط mohammad amin shahab | 

به چه شکل باید با حسادت مقابله و مبارزه کرد؟ حسادت در همه کارها وجود دارد، نه تنها در مورد یک شوهر و چند زن. مراد «حسادت» در تمام معانی است. این یک مرض است، لذا باید یک علاجی برای آن باشد، و باید علاج آن را به شکلی به دست آورد.
پاسخ اجمالی
حسد روحیه ی خواری و خود کم بینی است که به دنبال آن فرد آرزو می کند که نعمتی را که فرد دیگر دارد، نداشته باشد.
برای درمان این روحیه راهکارها زیر پیشنهاد می شود:1. تفکر در مورد ضررهایی که حسد بر روح و روان، دین و آخرت دارد.2. تقویت ایمان نسبت به ذات حق تعالی.3. انجام دادن رفتاری خلاف مقتضای حسادت.4. دعا و راز و نیاز با ذات حق تعالی، که بهترین و موثرترین شیوه برای از بین بردن بیماری ها روحی و روانی است.
پاسخ تفصیلی
برای پاسخ به پرسش ریشه های حسد و شیوه های درمان آن، دانستن مطالب زیر لازم است:
تعریف حسد؛ فرق حسد با غبطه و غیرت؛ ریشه های پیدایش حسد، شیوه های از بین بردن آن.
تعریف حسد: حسد روحیه خواری و خود کم بینی است که فرد حسود در خود می بینید که به دنبال آن آرزو می کند که نعمت واقعی یا خیالی را که فرد دیگر دارد، نداشته باشد، حال چه آن نعمت واقعی یا خیالی را خود داشته باشد و یا نداشته باشد یا به او برسد یا نرسد[1].
فرق حسد با غبطه: غبطه روحیه ای است که در پی آن فرد می خواهد نعمت و کمالی را که دیگری دارد، مثل آن را داشته باشد، بدون آن که آرزوی نابودی آن را در دیگری بنماید.[2]
فرق حسد با غیرت: غیرت روحیه ای است که به دنبال آن، فرد خواهان نداشتن زشتی و بدی از فرد دیگری است.[3]
ریشه های پیدایش حسد:[4]
پیدایش حسد، عوامل گوناگونی دارد که هر یک به تنهایی هم می توانند باعث پیدایش حسد شوند، لذا بسته به کمی یا زیادی این عوامل، حسد زدایی از سختی و آسانی برخوردار است. اینک برخی از آن عوامل را تذکر می دهیم:
1. خباثت و زشتی باطنی: روحیه عده ای این گونه شکل گرفته است که نمی توانند دارایی مادی و معنوی را در دیگری ببینند.
2. احساس تهی و خواری کردن[5]: یعنی چون در خود احساس خواری و کوچکی می کند، نمی تواند کمال یا خوبی ای را در دیگری ببیند.
3. روحیه خود خواهی و خود ستایی: چون می خواهد فقط خودش مورد ستایش باشد و مشهور گردد، نابودی عوامل آنها را در دیگری خواهان است.
4. روحیه دشمنی: چون نسبت به فرد مورد حسادت، دشمنی دارد، نمی خواهد دارایی ها و زیبایی های او را ببیند.
شیوه های درمان حسادت:[6]
1. فکر کردن در ضررهایی که حسد بر روح و روان دارد: چون حسود همواره در غم و غصه خواهد بود، زیرا نعمت های الاهی نسبت به دیگران هم همیشگی است و هم بی شمار و او در این آتش نگرانی و افسردگی می سوزد.
2. فکر کردن در مورد ضررهایی که معصومین (ع) برای دین و آخرت حسود بیان کردند که برخی از آنها را بیان می کنیم: حسد آفت دین، از بین برنده ایمان، باعث خروج از ولایت و دوستی ذات حق تعالی، دشمنی با کارهای خداوند، موجب عدم قبولی طاعت و توبه و شفاعت، و از بین برنده خوبی ها و منشأ بسیاری از گناهان است. [7]
3. تقویت ایمان نسبت به ذات حق تعالی و صفات و افعال او، و این که او هر دارایی، خوبی و زیبایی روحی و دنیوی و اخروی که به هر فردی داده است به خاطر رحمت، عدالت، حکمت و امتحان می باشد و بداند که اگر فردی از آنها بی بهره است بر اساس حکمتهای الهی مانند امتحان و یا بالابردن درجات روحی و اخروی و...است.
4. بدست آوردن روحیاتی که در ضدیت با منشأ حسد هستند؛ یعنی به جای زشتی باطنی، پاکی و گستردگی درونی داشته باشد. به جای احساس تهی و کوچکی از دارایی دیگران، عزت و کرامت نفس داشته باشد؛ به جای خود خواهی و خود ستایی، خدا خواهی، خداشناسی و فروتنی؛ و به جای دشمنی، دوستی با دیگران را پیشه خود سازد.
5. رفتاری خلاف مقتضای حسادت انجام دهد: به جای نگرانی خوشحالی؛ به جای ترش رویی، خوش رویی و به جای بدگویی، تعریف نماید به گونه ای این نوع رفتار ها ادامه یابد که مایه دوستی و مهربانی شود.
6. راز و نیاز داشتن با ذات حق تعالی، که هم بی نیاز است و هم بی نیاز کننده؛ راز و نیاز ، بهترین و موثرترین شیوه برای از بین بردن بیماری ها روحی و روانی مثل حسادت می باشد. امام سجاد زین العابدین و سید الساجدین (ع) در راز و نیازش با ذات حق تعالی،عرضه می دارند: خداوندا به تو پناه می برم از طوفانی شدن حرص و شعله ور گردیدن خشم و غالب شدن حسادت[8].
[1] چهل حدیث امام خمینی ره، ص 105، معراج السعادة مرحوم نراقی، ص 347، کیمیایی سعادت غزالی، ج 2، ص 126.
[2] معراج السعادة، ص 347؛ در خصوص ارزش غبطه رجوع شود به کتب اخلاقی و تفاسیر قرآن ذیل آیات: مطففین، 26، حدید، 21‌ و مائده، 48.
[3] همان.
[4] نک: کیمیای سعادت و معراج سعادت، بحث حسادت.
[5] امام خمینی حسد را همین روحیه،و ذل نفس،‌ می دانند. نک: چهل حدیث، ص 107.
[6] همه این شیوه ها و با شیوه های دیگری تحت همین عناوین و یا عناوین دیگر در همین کتاب های اخلاقی ذکر شده و ذکر نشده،‌ بیان شده اند.
[7] برای اطلاع بیشتر، نک: کافی،ج2، ص307؛ وسائل الشیعه،ج15، ص366؛ مستدرک الوسائل،ج12، ص20 و کیمیای سعادت و معراج سعادت، بحث حسادت.
[8] «اللهم انی اعوذ بک من هیجان الحرص و سورة الغضب و غلبة الحسد». صحیفه سجادیه،ص56، کان من دعائه (ع) فی الاستعاذة من المکاره و سیئی الاخلاق و مذام الافعال      نویسنده شهاب

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 0:35  توسط mohammad amin shahab |